سلام آقا مهربانم دلم هوای مهربانیت کرده .......
دلم هوای حرمت ،هوای آن نسیم همیشه بهاریت کرده .....
دلم هوای بغض ورودی حرمت کرده
دلم برای هیاهو و شلوغی حرمت تنگ شده ....
یا امام رضا اینجا هوا گرفته است .....
نفسم تنگ آمده میان این همه مهربانی دروغین
چشمم خسته از بایدهای نشدنی .....
آقا هوایم را داش
چشمانم ،فانوس غم را می شناسی
چشمانم ،فانوس غم را می شناسی
ببین و گوش کن !همان فانوسی که پیرزن در پستوی خانه دم دمای غروب تنهایی می افروزدپیرزن در سکوت ،
فتیله ای چشمش را دور از تکیه گاه خانه آرام آرام بالا
می کشیدآخر تازه یاد گرفته بود که چگونه برتارک غم اشک بریزدفانوس غم ،غم را می شن
یادچینی بندزنهای قدیمی بخیر ،یاد روزهای که تجملات اینقدر رو روان مادرمون نفوذ نداشت
خاطره ویادگاری ها براشون مهم تر بودند ...این حرف برام بعد این همه سال جالبهدو نگاه متفاوتیه رابطه وقتی خراب میشه ،میشه بندش زد و ادامه داد ، تاکجا معلوم نیست....دل شکسته این طوریه باید مواظب بود با تلنگر ممکنه دوب